أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
43
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
آنها را سبب شود . از آنهاست : چشمهء آب گرم اروند و آب لوندان و چشمهء آب گرم دارفين و چشمهء آب گرم دارنبهان و آب آست و عبد اللّه آباد و آب بزين و آب سامير و جز اينها . گويند : بهترى چيزها ، هواى صاف و آب خوشگوار و سبزهزار خرم بود . و آب مايهء زندگانى هر چيز باشد . و خود يكى از اركان ( عناصر ) چهارگانه « 1 » بود : آتش و هوا و آب و زمين ( خاك ) . گويند : برترين آبها ، آب باران بود كه با جامهيى « 2 » پاكيزه بگيرند . سپس آب بارانهايى بود كه بر كوه بارد و در دل صخرهيى گرد آيد . سپس آب رودهاى بزرگ بود . سپس ، آبى بود كه در دل دشتها ، در بركهها و غديرها فراهم آيد ، بدان شرط كه در آن سبزه نباشد . پس از آن ، آب كاريز بود . سپس ، آب حوضهاى بسيار گود ، سپس آب چشمه ساران و آبهايى كه از روى صخرهها گذرند . تياذوس * 91 گويد : آب مايهء زندگى همه چيز بود و شادابى همه چيز و پژمردگى همه چيز . مايهء زندگى همه چيز بود از اين روى كه انسان - كه خداى موجودى گرامىتر از او نيافريد - و جانور و گياه و درخت و هر خوراكيى از ميوه و جز آن ، با آب زيند . نيز مايهء تازگى و شادابى همهء آنها آب بود . مايهء پژمردگى همه چيز بود حالى كه نباشد . مايهء تباهى همه چيز بود چه غرق شدن ، از آب بود . و بسيار نوشيدن آن سبب بيماريها شود . چنان كه ميانه روى در نوشيدن آن ، هر مرضى را از بين برد . و اين اشعار از قصيدهيى است طولانى كه ابو صالح حذاء سروده است و براى فرزند خويش كه از وى دور بوده است فرستاده است . در اين قصيده بر سر آن است كه هواى نيكو و مناظر زيبا و دلبازى همدان را خاطر نشان
--> ( 1 ) - به زعم فيلسوفان پيشين نه فيزيك جديد ، ليكن در مورد تعداد عناصر و بسائط اوليه ، بر موازين فلسفهء طبيعى ، و نسبت قول قدما با متأخران گفتگويى است كه اينجا مجال آن نيست . ( 2 ) - پارچهيى .